تبليغاتX
اگه دوست داری بیا تو (داداش پارسا)

منوي کاربري

كاربر گرامي خوش آمديد

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

     

      ..............................

 


تصاوير تصادفي


نظر سنجي

 


لوگو ما

 

 

 


 لوگوي دوستان

 


کليک کن..


طراح قالب

 

 



تبليغات

 

بهترين قالب ساز بلاگفا و ميهن بلااگ    زود باشي کليک کن!!!!!

 

 

  پست ثابت

به نام داور بر حق


باطل السحر شبان تیره ام                بامدادان آفتاب هر کجا میخواندم


سلام بر تو 


خوش آمدی به خانه ی دوست که از آن توست . امید دارم مطالبی که میذارم به دردت بخوره


اگه دوست داشتی بگو وبت رو لینک کنم یا اگه مطلبی خواستی بگو تا بذارم


یا علی

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 17:41

 لينک ثابت   |


  داستان طنز
1 داستانی تقدیم به کسانی کهتصمیم دارند تا آخر عمر ازدواج نکنند!!!


2داستان سیندرلا


ادامه مطلب لطفا"

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 9:39

 لينک ثابت   |


  پروژه جالب یک دانشجو ...

دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند به خاطر پروژه‌ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.
او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:

1-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می‌شود.

2-یک عنصر اصلی باران اسیدی است.

3-وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار سوزاننده است.

4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.

5-باعث فرسایش اجسام می‌شود.

6-حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد.

7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.

از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلی علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!

عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!

 

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 9:35

 لينک ثابت   |


  روزی مردی ثروتمند

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت .

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد .

مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد .

پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند .

پسرک گفت:”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم .

“برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم “.
مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد .

در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !

خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند .

اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند...

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 9:32

 لينک ثابت   |


  دکتر روانپزشک
روزی مردی به دیدن دکتر روانپزشک رفت و گفت این روزها اصلا نمی خندد. حال و حوصله ندارد.

در کل آرام شده. دکتر هر چه دارو به داد اثر نکرد. هر چه به ذهنش می رسید را اجرا کرد

ولی نه. مرد حالش خوب نشد که نشد. آخر فکری به ذهنش رسید.

رو کرد به مرد و گفت : جدیدن در شهر سیرکی برپا شده که در آن دلقکی وجود دارد که خیلی خوب است.

خیلی خوب می خنداند. من به هر مریضی گفته ام آنجا برو رفته و خوب خوب شده و کلی خندیده است.

برو آنجا مطمئن باش که حسابی می خندی.

مرد رو کرد به دکتر و گفت : من همون دلقک سیرکم !

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 22:15

 لينک ثابت   |


  دو قطره آب اگر كنار هم قرار بگيرند چه مي كنند؟
دو قطره آب اگر كنار هم قرار بگيرند چه مي كنند؟

جواب: آنها تصوير قطره ديگر را در خود ديده وبه هم مي پيوندند و يك قطره بزرگتر تشكيل مي دهند.

اگر چند سنگ به هم نزديك شوند چه مي شود.؟


جواب:آنها هيچ گاه با هم يكي نمي شوند.

شايد تصوير سنگ ديگر را تا حدودي در خود ببينند!

هر چه سخت تر و قالبي تر باشيد

فهم ديگران برايتان مشكلتر و در نتيجه احتمال بزرگتر شدنتان نيز كاهش مي يابد.

مهارتهائي كه شما را در جهت آرامش، بزرگوارتر و اجتماعي تر شدن كمك خواهد كرد را به ياد داشته باشيد
1

-نرمي

2-مدارا

3-بخشش

4-پشتكار

حال چه چيزي سخت تر و  مقاوم تر است.

آب يا سنگ!؟

اگر سنگي از كوه سرازير شود و به مانعي برخورد كند چه مي كند؟

1. اگر مانع كوچك باشد از روي آن عبور مي كند.
2. اگر متوسط باشد آن ر ا در هم مي شكند.
3. اگر بزرگ تر باشد پشت آن مي ايستد تا تقدير بعدي چه باشد.
اما آب چه مي كند:
ابتدا سعي مي كند مانع را با خود همراه كند

اگر نتوانست ,آنگاه بدون دردسر به دنبال فرار از كوچكترين روزنه مي گردد

و اگر نتوانست ,صبر مي كند تا به اندازه كافي قوي شود

آنگاه يا از روي مانع عبور مي كند و يا مانع را در هم مي شكند

آب در عين نرمي و لطافت در مقايسه با سنگ به مراتب سر سخت تر

و در رسيدن به هدف خود لجوجتر و مصمم تر است.

سنگ، پشت اولين مانع جدي مي ايستد ولي آب راه خود را به سمت دريا مي يابد

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 22:8

 لينک ثابت   |


  راهی غیر تکراری برای ابراز عشق

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا میتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی ازدانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.

برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند.

شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها ولذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.


در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند...
یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.

شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند.

ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد...

همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرارکرد و همسرش را تنها گذاشت.

بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.

ببر رفت و زن زنده ماند...


داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

اما پسرپرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟


بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!


پسر جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که : عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.ازپسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود...

قطره های اشک، صورت پسر را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان میدانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار میکند .

پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و اورا نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود...

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 22:3

 لينک ثابت   |


  تنها با یک کلیک عید نوروز را در سازمان ملل ثبت نماییم تا جهانی بمانیم . . .

این روز ها همه فقط حرف می زنند . . .  شما چه طور ؟  ؟  ؟

تنها با یک کلیک عید نوروز را ثبت سازمان ملل نماییم تا جهانی بمانیم . . .

لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید هزینه ایی ندارد . . .

سازمان ملل متحد فرصتی را در اختیار ایرانیان قرار داده است تا با تایید و امضای خودشان عید باستانی نوروز را در تقویم دائمی سازمان ملل متحد برای همیشه به عنوان جشنی جهانی و بین المللی ثبت نماید .

تا اینجای کار از 70000000 نفر ایرانی تنها 200000 ایرانی نوروز باستانی خود را حمایت کرده اند .

بسیار خنده دار و مزخرف است که در حرف ها و ترانه هایمان میگوییم خون ما هدیه به میهن . . .

میهن میگه خون نمیخوام بی زحمت کلیک کن برو عید باستانی رو ثبت جهانی کن . . .

همه در شور انتخابات از میهن و حس خدمت حرف میزنند

اصلاح طلبان از تمدن بزرگ ایران دم می زنند و هزینه می نمایند و وبلاگ به حمایت او می سازند

تا مثلا وجهه جهانی ما را درست کند اما حیف و دریغ از یک کانکت شدن کوچک و یک کلیک ناقابل

برای نوروز باستانشان تا دنیا بفهمد عظمت تمدن ایران چیست .

یک جناح دیگر از حراست از کیان مردم دم می زند اما حیف که یک طرفدارش یک کلیک ساده نماید .

این روزها همه فقط خوب حرف می زنند شما چه طور ؟ ؟ ؟

وقتی اینگونه وطن و فرهنگش را غریب میبینم میگویم حساب کار خودت را بکن . . .

وقتی میبینم در وبلاگ ها در حمایت از فلان نامزد چگونه حمایت می کنند اما از فرهنگشان

حمایت نمی کنند ......

یعنی فقط قدرت نمایی و جو زدگی ؟  ؟ ؟

یعنی این طرفداران و شلوغ کنندگان چیزی از شبکه های ماهواره ایی کم ندارند ؟ ؟ ؟

خب شاید عقل ندارند . ( با کمال تاسف و جسارت باید این را می گفتم چون منطق کارهای این ها را نمی پذیرد )

حالا گر شما فقط حرف نمی زنید و دوست دارید عمل نمایید بر روی لینک زیر رفته و به آسانی از

عید باستانی ایران عزیز حمایت نمایید .

چون نه خون می خواهد بدهید نه پول و نه چیزی . . .

اینجا را کلیک کنید


راستی چیزی یادم رفت :

آن ها احتمالا می بینند که چیزی بهشان نمیماسد واسه همین بی خیال این موضوع مهم جهانی

هستند .

شاید نمیدانند اگر ثبت جهانی شویم در فرهنگ و تمدن پشتوانه عظیمی برای ملت و نسل خود ساخته ایم .

یعنی بی سواد و احمق هستند ؟

البته سواد تحصیلاتی  نه بلکه شعوری و عقلانی ؟  ؟ ؟

                                                 

                                             ایرانی باش و سربلند

                         خواهشا"لینک این مطلب رو واسه همه بفرست


ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 22:4

 لينک ثابت   |


  شاعر شعر خيال

شاعر شعر خيال بال پرواز به مهتاب گشود

پي انديشه ماه تا خدا بالا رفت

كوچه خالي او خالي شد

دل پر از غصه و اندوه، پر از تنهايي

باز هم پاي بدان كوچه نهاد،

كوچه خاطره ها، رد پاي مهتاب،

باز هم ناله شب هاي خيال: بي تو مهتاب شبي...


برین به ادامه مطلب

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 5:11

 لينک ثابت   |


  داستان

چند تا داستان جالب و حیف


از دست ندین


ادامه مطلب لطفا"

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 4:14

 لينک ثابت   |


  من هيچ نيستم...
گويند که زماني در شهري دو عالم مي زيستند . روزي يکي از دو عالم که بسيار پرمدعا بود ? کاسه گندمي بدست گرفت و بر جمعي وارد شد و گفت :

اين کاسه گندم من هستم ! ( از نظر علم و ... ) و سپس دانه گندمي از آن برداشت و گفت :

و اين دانه گندم هم فلان عالم است !و شروع کرد به تعريف از خود .خبر به گوش آن عالم فرزانه رسيد . فرمود به او بگوئيد :

 آن يک دانه گندم هم خودش است ? من هيچ نيستم...


پ ن : چی بگم که منم هیچی نیستم

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 3:37

 لينک ثابت   |


  زني با لباسهاي كهنه و نگاهي مغموم
زني با لباسهاي كهنه و نگاهي مغموم، وارد خواروبار فروشي محل شد وبا فروتني از فروشنده خواست كمي خواروبار به او بدهد.
وي گفت كه شوهرش بيمار است و نميتواند كار كند، كودكانش هم بي غذا مانده اند. فروشنده به او بي اعتنايي كرد و حتي تصميم گرفت بيرونش كند.  زن نيازمند باز هم اصرار كرد. فروشنده گفت نسيه نميدهد.
 مشتري ديگري كه كنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را مي¬شنيد به فروشنده گفت: ببين خانم چه ميخواهد خريد او با من. فروشنده با اكراه گفت: لازم نيست، خودم ميدهم!
-  فهرست خريدت كجاست؟ آن را بگذار روي ترازو، به اندازه وزنش هر چه خواستي ببر ! زن لحظه اي درنگ كرد و با خجالت، تكه كاغذي از كيفش درآورد و چيزي روي آن نوشت و آن را روي كفه ترازو گذاشت. همه با تعجب ديدند كه كفه ترازو پايين رفت. خواروبار فروش باورش نميشد اما از سرناباوري، به گذاشتن كالا روي ترازو مشغول شد تا آنكه كفه ها با هم برابر شدند.
در اين وقت؛ فروشنده با تعجب و دلخوري، تكه كاغذ را برداشت تا ببيند روي آن چه نوشته است. روي كاغذ خبري از فهرست خريد نبود، بلكه دعاي زن بود كه نوشته بود: اي خداي عزيزم! تو از نياز من باخبري، خودت آن را برآورده كن. فروشنده با حيرت كالاها را به زن داد و در جاي خود مات و مبهوت نشست.


زن خداحافظي كرد و رفت و با خود انديشيد:

فقط خداست كه ميداند وزن دعاي پاك و خالص چقدر است...

پ ن : دعام کنید . . .

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 22:44

 لينک ثابت   |


  عکسهای واقعی از زیباترین نقطه روی زمین !

اینجا ایران است ...

سرزمین من ....


زیباترین نقطه روی زمین


ادامه مطلب لطفا"

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 23:14

 لينک ثابت   |


  و در آن روز از نعمت ها سوال می شود....


 

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید


معشوق همین جاست بیایید بیایید


ادامه مطلب رو کلیک کنید

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 22:43

 لينک ثابت   |


  این وبلاگ طرفدار یک کاندیدا است : میر محسن کروبی نژاد !

4 سال دیگر در چنین روزی

فرض اول: فرض كنید آقای كروبی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شوند.

پیش بینی می كنیم بخشی از دفتر خاطرات ایشان در سال چهارم ریاست جمهوری اشان اینگونه باشد:

- این ساسی مانكن هم عجب سریشی است، یه آهنگ تبلیغاتی برام خوند عجب توقعاتی پیدا كرد، چهار ساله مدام بوسیله ی نامه و تلفن ازم می خواد كاری كنم كه مجوز آلبوم اش رو بدن، نمی دونم چطوری به این بشر حالی كنم مملكت قانون داره، به هر آلبومی كه نمیشه مجوز پخش داد!

- با همه مخالفان و منتقدانم نامه نگاری كردم، هیچ كس نمونده كه بهش نامه بنویسم، خیلی حوصله ام سر رفته، ابطحی پیشنهاد داد دور دوم نامه نویسی رو شروع كنم و بعد از چهار سال از دوباره به شریعتمداری نامه بنویسم.

- یادش بخیر چهارسال پیش، شب رای شماری چقدر اذیت شدم، خدا خیر بده ابطحی رو كه مراقب بود خوابم نبره، وای كه چقدر روز شونزدهم خرداد توی مناظره انتخاباتی با احمدی نژاد بحث كردم، با این وجود خیلی بامعرفت بود و اولین نفر همین احمدی نژاد بود كه بعد اعلام نتایج و رئیس جمهور شدنم بهم تبریك گفت.

فرض دوم: فرض كنید آقای میرحسین موسوی رئیس جمهور شوند.

- دیگه كم كم داره همه ی ایران سبز میشه، اتوبوس های شركت واحد، تاكسی ها، هواپیماها، و به همت دانشمندان ایرانی همه ی میوه ها رو هم سبز كردیم، فقط می مونه آدمها، كه اونم به همت دانشمندان ایرانی محقق میشه، فقط كافیه یه اصلاح ژنتیكی انجام بشه!

- تا حالا چند سری تصمیم گرفتم استعفا بدم، آخه چقدر بحران؟ چقدر كارشكنی! تازه می فهمم چرا خاتمی تا دید من كاندیدا شدم سریع به نفع من كشید كنار!

فرض سوم: فرض كنید آقای احمدی نژاد از دوباره رئیس جمهور شوند.

- امروز یه پیشنهاد جدید دادم، قرار شد حالا كه بعد هشت سال نتونستیم نفت رو به سر سفره های مردم ببریم سفرهای مردم رو به سر چاه های نفت ببریم، چند تا سایه بون هم برای رفاه مردم اون ورا نصب كردیم!

- امروز هوگو ایران بود، با هم یك كوكوی سیب زمینی زدیم، خیلی چسبید، حیف كه بعد چهار سال بالاخره سیب زمینی ها تموم شدند، اما عجب بركتی داشتندها! در این چهارساله صبح، ظهر، شب سیب زمینی می خوردیم!

فرض چهارم: فرض كنید آقای محسن رضایی رئیس جمهور شوند.

- راستش شما توانستید فرض كنید اما من نتوانستم و به همین دلیل چیزی در این مورد ننوشتم، شما چیزی به ذهنتان رسید در قسمت نظرات بنویسید

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 22:19

 لينک ثابت   |


  شيخ ابوالحسن خرقاني
نقل است كه شيخ (ابوالحسن خرقاني) نماز همي ‌كرد. آواز مي‌شنود كه:

 هان ابوالحسن!

خواهي كه آنچه از تو مي‌دانم با خلق بگويم

و رسوايت سازم تا سنگسارت كنند؟

شيخ گفت:


بار خدايا! خواهي آنچه از رحمت تو مي‌دانم و

 از كرم تو مي‌بينم با خلق بگويم

تا ديگر هيچ كس سجودت نكند؟

آواز آمد: نه از تو، نه از من

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 14:58

 لينک ثابت   |


  کتاب
چندتا کتاب

 

کتاب طنز پاره ها

سینوهه پزشک فرعون

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

 

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 17:29

 لينک ثابت   |


  شعر

یه سری شعر تاثیر گذار

۱-شب های شروع خود ازاری

۲-بالم شکسته جاره ندارم دعا کنید

۳-برسنگ قبر من بنویسید ، خسته بود

       ۴-نمی دانم  چه  می  خواهم  خدايا        

     ۵-من چيم يه پايتي

 

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 1:5

 لينک ثابت   |


  یک نقطه
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

 

              از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند

 

                                 آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

 

                                                    گاهی بهانه ایست که قربانی ات کند

 

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 1:20

 لينک ثابت   |


  داستان هایی که با احساسات شما کار دارد

داستان هایی که

با احساسات شما کار دارد

 

         مرد ديروقت،خسته از كار به خانه برگشت.دم در پسر پنج ساله اش را ديد ....

                                         پسرک وپیرمرد....

  سلام خدا جان , حرفهایم را توی نیم ساعت باید براتان بنویسم .....

گو یند :شـخـصـی بــه کـوهـی رفـتـه بــود و سالهـا مـشغـول عـبادت بود ....

  پروفسور مقابل کلاس فلسفه خود ايستاد و چند شی رو روی ميز گذاشت...   

ادامه مطلب

 نوشته شده توسط پارسا ایرانی در 19:9

 لينک ثابت   |


مطالب پيشين

 

 

لينک باکس

 

 

 

All Rights Reserved 2007 © 3000Theme

This Template Is Designed bY : Shayan Nickravesh

 

 

منوي اصلي

   صفحه نخست

 اضافه کردن به علاقمندي ها

 تبديل به صفحه خانگي

 زيباترين قالب هاي وبلاگ

 


نويسنده


موضوعات

  داستان
شخصیت ها
دست نوشته ها
سخن بزرگان
طنز
کتاب الکترونیکی
اس ام اس
عکس
شعر
خدا
ورزشی
تکنولوژی
نرم افزار
جالب
عکس
موبایل
اموزشی
مذهب


آرشيو

هفته چهارم خرداد 1390
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته چهارم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم تیر 1387


لينکستان

زيباترين قالب هاي وبلاگ
اندک جایی برای سخن از ناگفته ها !!! با فعلا" محفوظ بماند
مــــــــــــــــــــ. یا مردی که غصه میخورد دوست بسیار خوب و عزیزم
تمام لينکها


لينکدوني

 

قالب ساز بلاگفا و ميهن بلاگ احساس با آبجي ليلاي گل
فقط خسته ام با آبجي منا
روز برفي با يه دونه برف اووووووووه خيلي سرده
پاییز دلم (مدیون اشکهامی اگه فراموشم کنی)
من يك نوجوانم با آبجي صباي خوبم
عجایب - دانستنیها - مطالب روز - گاه شمار با آبجي نداي خوبم خيلي جالبه
وبلاگ پرخوران گمنام
تا شقایق هست زندگی باید کرد ... با یه دوست
دوست یابی پسر با پسر و پیوند برادری با داداش جون
جوجو با آبجی نازی گل گلاب
دختری به دنبال دوست با آبجی نازی(تنها؟)
زيباترين قالب هاي وبلاگ


جست و جو

 



آمار سايت

»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

 

   



 

 


 

.